اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید
آل ياسين به حمايت از ياران خود برمي خيزد
شاهد بوديم كه در طول 6 ماه دستگيري استاد ايليا، روند بازداشت و احضار برخي از اعضاي مرکزي جمعيت آل ياسين به اداره برخورد با ادیان بي وقفه ادامه داشته و برخي از اعضاي اصلي و چهره هاي شاخص فرهنگي- مطبوعاتي کشور که در سمت مدير مسئولي، سردبير و مديريتي در مطبوعات و نشريات هستند، تحت فشار و تهديد به دستگيري شدند.
علاوه بر استاد ايليا و خانواده ايشان، برخي ديگر از اعضا بدون روشن بودن دلايل دستگيري و اتهام، چندين ماه در سلول انفرادي بند 209 محبوس بوده و تحت بازجويي و فشار هاي رواني شديد قرار گرفته اند. اظهارات برخي از اعضا نيز نشان دهنده وجود فشارهاي رواني، شنود مداوم و تعقيقب توسط افراد مشکوک و تعرض به حريم شخصي افراد در طول ماههاي گذشته مي باشد.
هم اكنون با گذشت بيش از 8 ماه و با وجودي آزادي استاد ايليا و اثبات بي گناهي و رفع اتهامات وارده، باز هم شاهديم كه احضار اعضا مرکزي جمعيت آل ياسين و تهديد به دستگيري همچنان ادامه دارد.
از سويي ديگر علاوه بر تهديدات صورت گرفته شاهد تبليغات سياه و جنگ هاي رواني عليه جمعيت و نفوذ اداره ادیان در رسانه های مردمی ایران هستیم. چنانچه به کرات يكي از اعضاي مركزي و محققان شناخته شده جمعيت آيا به نام «سعيد صورتي» را مورد تهمت هاي واهي خود قرار می دهند و برچسب متواري بودن را بر او می نهند. در حالي كه همه خوانندگان آگاه مي دانستند كه اين دروغپراكني ها و سم پاشي ها قصدي جز تحريك و تشويش اذهان عمومي و تفرقه افكني را دنبال نمي كند و با اینکه به گوشمان می رسد که از اداره ادیان قول داده اند که اصلاً قصد دستگیری سعید صورتی را ندارند، اما بازهم این تناقضات پابرجاست.
مدت هاست كه حزب اشرار، از تهديدات، آزارها و فشارها به جمعيت آيا دست بردار نيستند. در حالي كه دليل چنين برخوردهايي برگرفته از خصومت هاي شخصي عده اي معلوم الحال است و هيچيك از اقدامات آنها براي ناظران به هيچ وجه قابل توجيه و منطقي نيست.
چنانچه مي دانيم جمعيت آل ياسين بزرگترين N.G.O در خاورميانه و تشکلي فرهنگي با بيش از 160 هزار عضو و متشكل از چندين شاخه تحقيقاتي، پژوهشي، فرهنگي است که طيف وسيعي از سازمان هاي غير دولتي در حال فعاليت و موسسات انتشاراتي – فرهنگي در ايران را در بر مي گيرد. اما در مقابل، اداره ضد ادیان تنها قشر اندکی از جامعه ایران را شامل می شود و قابل توجه است که قصد دارد با مردم ایران برخورد کند و آنها را از نظام جمهوری اسلامی و راه خداگرایی و اسلام دور کند.
حال در راستاي خطراتي كه برخي از اعضاي مركزي اين جمعيت را تهديد كرده است، همه كانون ها و انجمن هاي تحت پوشش اين N.G.O، (در خارج و داخل از ايران) حمايت اين دوستان را وظيفه خود مي دانند و اينك آمادگي خود را در دفاع از اعضاي اين مجموعه اعلام مي دارند. زيرا همواره تعليم يكي را به ياد دارند كه مي فرمود:
چون يكي يكپارچه باشيد و به هم عشق بورزيد...
حال در اين راستا، انجمن مدافعان ايليا به منظور اعلام حمايت خود، به درج نامه جمعي از اعضاي جمعيت آيا در دفاع از شاگردان، اقدام نمود. در ادامه نامه اين دوستان را مي خوانيم:
بسم الله
اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد...
يا الله... يا الله... يا الله...
السلام عليك يا حسين بن علي (ع)
يا حسين!
به تو پناه مي بريم. چون دوستدار تو هستيم، به تو كه فريادهاي ما را مي شنوي و كه درد ما را مي فهمي. به تو كه آن روز در صحن كربلا فرياد مي زدي: اي خاندان سفيان ها، اي معاويون! اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد... حال ما كه دوستدار توييم مي گوييم: اگر نه دين داريد و نه آزاده ايد، لااقل ذره اي انصاف داشته باشيد!
ديديم كه دشمنان با علي (ع) و فرزندانش چه كردند، ديديم كه چطور او را تحريف كردند، همه ظلم ها، بي عدالتي ها، آزارها، تهمت ها را شنيديم و تا آخر ديديم با ائمه اسلام چه كردند. ديگر بيش از اين انتظاري نداريم كه با آل ياسين بهتر از آن رفتار كنند...
خود بهتر مي داني كه با ما چه كردند. خود بهتر از ما نسل سوفيان ها و معاويون را مي شناسي.
چندي پيش استاد ايليا را به جرم معلمي، به جرم دعوت به اسلام و تعليم كلام خدا بازداشت كردند و 6 ماه در سلول انفرادي اسير كردند، انواع فشارهاي رواني و فيزيكي بر او اعمال كردند، چنانچه پس از آن شاهد خونريزي هاي شديد او از ناحيه گوش و بيني و معده بوديم، كه همگي نشانه هاي بارز مسمويت بود. و حالا مي شنويم كه اين بزرگمرد در حصر خانگي به سر مي برد.
ديگر دوستان ما، ماه هاست كه از تهديدات و فشارهاي دشمنان در امان نيستند، امنيت آنها تهديد شده است و به خطر افتاده اند. معاويون مي خواهند برادران و خواهران مومن ما را به جرم خداگرايي، به جرم حق پرستي، به جرم آنكه آل ياسين نام دارند، به جرم آنكه از دوستدارن تو هستند، به جرم آنكه به نشان محبت تو و حمايت از اسلام، سال گذشته، هيئتي بر پا كردند، بازداشت كنند. یا حسین! نگذاشتند امسال برایت مراسم عاشورا را زنده کنیم. همان که سال پیش در مراسم عاشورای تو، حماسه تو را در دل ما زنده کرد، امسال به جرم آنکه راه تو را در پیش گرفته است، از دست معاویون خود را پنهان کرده است.
ايمان داريم كه تو از اين بي عدالتي ها راضي نيستي...
يا حسين!
به جاي آنكه امنيت آنان تامين شود، بر عليه شان همان جنگ هاي رواني دوران محمد (ص) و جانشينش علي (ع) را به راه انداخته اند، اداره ضد ادیان، تبلیغات ضد دینی به راه انداخته اند. وفاداران راه تو را مورد تمسخر و توهين قرار مي دهند.
در ايام محرم كه هيئت برپا مي داريم، از حماسه تو سخن مي گوييم، آنگاه سيل دروغ ها در رسانه هاي معاويون سرازير مي شود. ما را منحرف خطاب مي كنند، اگر مراسمي برگزار كنيم و خطبه هاي علي (ع) در نهج البلاغه قرائت كنيم، سخنرانان آن مراسم احضار مي شوند و ديگر اعضا به دستگيري تهديد مي شوند.
معاويون امروز ديگر، رسانه هايي در دست دارند. در رسانه هايشان بر عليه آل ياسين مي گويند. دوستداران تو را متواري معرفي مي كنند. ولي نمي گويند كه آنها را چه تهديداتي كرده اند. نمي گويند كه امنيت و آسايش را از آنان گرفته اند.
نمي گويند كه اينك «سعيد صورتي» همان جواني را كه بر چسب متواري بر او زده ايم، همان است كه ديروز در مراسم عاشوراي تو از حماسه آفريني تو براي مردم ايران زمين سخن گفت. او كه ياد تو را در دل ما زنده كرد. نمي توانيم فشارها و سختي هاي دوستانمان را ببينيم و در برابر دستگيري و اسارت آنان سكوت كنيم.
يا حسين !
كجايي كه ببيني اينك درس آزادگي را از ياد برده اند و تنها به اسارت و اسير كردن روي آورده اند. پرواز را از ياد برده اند و دست ها و پاهاي خود را با غل ها و زنجيرهاي اسارت بسته اند و اينك مي خواهند با آل ياسين چنين كنند. در زندان هاي تاريك اسير كنند. در ميان آنان نفاق و تفرقه بيندازند. آنان را از خداگرايي دور كنند ...
ايران سرزمين آزادگي، سرزمين اسلام و مسلماني و تسليم الهي را از ما گرفته اند و مي خواهند سهم ما را از اين سرزمين، از ايران اسلامي، گوشه اي تاريك به نام 209 قرار دهند.
مي داني در آنجا در همان اتاق هاي تاريك 209 قرآن را از دوستداران تو مي گيرند؟! زيرا مي دانند كه استاد ايليا ما را به قرآن تشنه كرد.
حسين جان!
اين ها را چه شده است كه با ما چنين مي كنند. اين ها كيستند؟ شاهدي كه همان كارهايي را مي كنند كه با تو و خاندان تو كردند...
اين ها را چه شده است كه حتي از فرمان رهبري سرپيچي مي كنند، وحدت ملي و انسجام اسلامي را به خطر مي اندازند و همه را جرم اقدام عليه امنيت ملي بازداشت مي كنند. اما تو بگو كه به راستي چه كساني هستند كه امنيت ملي و اسلامي را تهديد كرده اند؟
يا حسين!
اگر سهم ما از ايران را اتاقي تاريك در بند 209 تعيين كردند، آن وقت چه كنيم؟ آيا اين حق ماست! اسارت در زندان هاي كثيف و خون آلود اوين!
اگر دوستان ما را اسير كردند چه كنيم؟ چگونه از آنها دفاع كنيم؟
از پيامبر اسلام شنيده ايم كه:
مؤمنان برادرند ، خونشان برابر است ، در برابر ديگران يكدستند...
مگر مي توانيم در برابر بي عدالتي ها و اسارت سر خم كنيم. اگر چنين كنيم بر خلاف توصيه هاي تو عمل كرده ايم. كه چنين نمي كنيم. زيرا آموخته ايم شيعه علي مانند علي است...
براي دفاع از آنان چه كنيم؟ جدايي از دوستانمان ممكن نيست. چرا كه آموخته ايم، بي وفايي رسم آزادگي نيست.
اگر بره اي از خانواده خود جدا شود و به دست گرگان درنده بيابان بفتد، سگ هاي نگهبان و وفادار چه مي كنند؟
امروز دانشجوياني هستند كه به جرم آزادي خواهي اسير شده اند. اگر دوستان ما را اسير كنند ما هم با آنها كميته هاي آزادي تشكليل مي دهيم و سخن آزادگي را يكصدا فرياد مي زنيم...
براي آزادي دوستان و يارانمان به پناهگاه خود در بيت رهبري، مي رويم و كمك مي طلبيم تا او را پاسخگو يابيم.
مي خواهيم اگر دوستانمان را اسير كردند، به مراجع قضائي شكايت كنيم و در آن مكان ها تحمع كنيم و براي آزدي هر يك از دوستانمان كه در بند گرفتار شوند، همه تلاشمان را مي كنيم.
اگر هر يك از دوستان ما را دستگير كنند روزي نباشد كه به همه مراکز حقوق بشر و سازمان ملل و رئيس جمهور نامه ننويسم و وضعيت را منعکس نکنيم.
تا پيش از اين شاهد قرباني شدن دوستانمان به دست گرگ صفتان بوديم ديگر نمي گذاريم تا با ديگر دوستانمان در آل ياسين چنين كنند...
يا حسين!
امروز از طريق رسانه ها فرياد خود را به همه جهانيان مي رسانيم، مي گوييم كه ما كه بوديم و چه كرديم و بر ما چه رفت... مي گوييم كه به چه جرم و گناهي دوستانمان را دستگير كردند. براي همه جهان معاويون را افشا مي كنيم و مي گوييم كه آنها نمي گذارند تا آل ياسين براي حسين عزاداري كند، از خطبه هاي علي در نهج البلاغه بگويد. به همه جهان مي گوييم كه دستگيري جمعيت آيا ادامه همه آن بي دادگري ها و ستم هاي زمانه توست. و امروز خاندان سوفيانها و معاويون چگونه بر مردم ايران زمين مي تازند. اگر هر يك از دوستانمان را دستگير كنند، حتي به قيمت جانمان، حقيقت را آشكار مي كنيم.
يا حسين! همه دوستان ما از شر دروغگويي ها و حقه بازي هاي معاويون، از خود فيلمهايي ضبط كرده اند و در آن مواضع خود را روشن كرده اند، از ناگفته ها سخن بر زبان آورده اند و در آن از همه دنيا درخواست کمک کرده اند. اگر هر يك از آنان را دستگير كنند، ما آن فيلم ها را در رسانه ها منعكس مي كنيم.
اگر دوستان ما را دستگير كنند، سازمان ها و كانون هاي حاميان ايليا در خارج از كشور را صدا مي زنيم و به همه شاگردان و اعضاي چند هزار نفري آل ياسين در همه جاي دنيا خبر مي دهيم تا آنها نيز براي آزادي دوستانشان وارد ميدان شوند...
يا حسين! سخن ما به نسل سوفيان ها و معاويون اين است كه فرداي قيامت به تو چه مي خواهند بگويند؟
اي معاويون! که در لباس اداره برخورد با ادیان بر تخت قدرت نشسته اید!
به حسين چه مي گوييد؟
مي گويي، با دوستداران تو در سرزمين اسلامي چه كردم؟ من كه خود را حافظ اسلام و داعيه دار امنيت ايران ناميدم، چطور از امانت هاي تو نگه داري كردم؟
مي گويي، كاري كردم كه اگر نام خدا را بردند، اگر از عدالت و آزادي حرف زندند، اگر تعليم خدا را به مردم گفتند، اگر تسليم و خدمتگزاري را توشه راه خود قرار دادند، به مشقت بيفتند؟
مي گويي قصد كرده بودم آن را درسي براي ديگران قرار دهم كه بدانيد اگر شما هم از به خداي خود نزديك شويد، عاقبت بي پناهي فرزندان حسين را خواهيد داشت؟
كاري كردم كه تقيه و سكوت ائمه خود را در پيش گيرند؟
مي گويي، همه تلاشم اين بود كه مومنانت را از دين و ايمان برگرداندم و آنها را از خدايشان دور كنم؟
اي معاويون!
اگر خود معناي آزادگي و درس هاي حسين را نفهميده ايد چرا آزادگي را از اصحاب حسين مي گيريد...
اگر از ما پراكندگي و تفرقه افكني را مي خواهيد، چرا توصيه هاي رهبر ما را درباره انسجام ملي و وحدت اسلامي نشنيده گرفته ايد؟
اگر جسم هايمان را اسير مي كنيد، با قلب هايمان چه مي كنيد؟ با ايمان ها؟ با انديشه ها؟
اگر مومنان خدا را مي آزاريد، اگر حرمت ها را مي شكنيد، پس با نام خدا چه مي كنيد؟
اگر آل ياسين را آزار مي دهيد، فرداي قيامت به خاتم الانبيا چه مي گوييد؟
اگر فريادهاي حسين در روز عاشورا را از ياد برده ايد، اگر به اسارت روي آورده ايد، اگر اسير بودن و اسير كردن را مبناي زندگي خود قرار داده ايد، براي رهايي روح خود چه مي كنيد؟
اگر امروز حصر خانگي استاد ايليا را مي طلبيد، اگر گردهمايي هاي جمعيت آل ياسين را متوقف مي كنيد، اگر در راه هدايت بندگان خدا سدسازي مي كنيد، پس با ظهور ولي عصر (عج) مي خواهيد چه كار كنيد؟
اگر امروز براي پاسخگويي به ظلم ها و بي عدالتي ها طفره مي رويد، فرداي روزگار در حضور حق تعالي چگونه پنهان مي شويد؟
اگر امروز دادگاه هاي غير علني تشكيل مي دهيد، در برابر دادگاه عالم چه مي كنيد؟
اگر بازپرسي را شغل خود قرار داده ايد، در برابر خداي عزوجل چگونه جواب پس مي دهيد؟
اگر امروز براي بندگان خدا پرونده سازي مي كنيد، فرداي قيامت چگونه «پرونده سياه» خود را پاك مي كنيد؟
اگر خدمتگزاران خدا را متواري نام گذاري مي كنيد، پس در نهان خود، انصار و مهاجرين را چه مي ناميد؟!
آزاده در همه حال آزاده است
چه جرمي زيباتر از اينكه به جرم حق جويي، خداگرايي و عدالت خواهي و آزادگي، اسير شده اي...
چه جرمي زيباتر از اينكه نامت درآل ياسين رقم خورده است...
اما چه گناهي بزرگتر از اينكه كسي را به اين جرم محكوم كني... كه در همان دم محكوم شده هستي...
آنكه خود را از خاندان حسين مي داند، سرنوشت حسين را مي داند و سختي هايي كه در پي اين نام است را به جان خريده است...
اما تو چرا خود را از دشمنان حسين و خاندان معاويه قرار دادي و نام معاويون را براي خود برگزيدي...
آل ياسين سخن امام صادق (ع) را به ياد دارد، كه فرمود: «آزاده در همه حال آزاده است . اگر بلا و سختى به او رسد شكيبايى ورزد و اگر مصيبتها بر سرش فرو ريزند او را نشكنند هرچند به اسيرى افتد و مقهور شود و آسايش را از دست نهاده به سختى و تنگدستى افتد»
هيهات... هيهات ... هيهات من الذلت...
ننگ و ذلت از ما دور است...
مدافعان ایلیا


