تبليغاتX
انجمن مدافعان ایلیا

 

 

 

صفحه اصلی | پست الکترونیک | آرشیو


:: بیانیه ها

گزیده متن کتاب جریان هدایت الهی
والسماء
بیانیه شماره 1
بیانیه شماره 2
نامه به مدیران سایت بلاگفا


:: طومار

طومار

:: فهرست مطالب

رامین فتاحی به خاک سپرده شد
رامین فتاحی درگذشت
در كمين ايليا
اگر استاد آزاد نشود...
بيانيه گروه تحقيق و مستندسازي ياسين
ما فرقه نيستيم... تهمت‌هاي واهي و پاسخ به آنها (قسمت اول)
وبلاگ نويسان دلسوز يا تحريفگران حرفه اي؟!
پروژه تبديل قهرمان به ضد قهرمان!
مولفه هاي دروغ سنجي و دروغ يابي
مقاله وارده - وزارت اطلاعات يا افعي هزار سر؟!
ایلیا آنگونه که هست
پاسخ به شبهات و سوالات
آلوده به نفاق نشوید
بنيانگذار تفكر متعالي
فرازي كوتاه از ديدگاه ها و نظريه هاي استاد فتاح
طومار
ما کیستیم؟


:: عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar


:: لوگوی انجمن


:: گروه اینترنتی


:: نوشته های پیشین

اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386


 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

ما كيستيم؟
انجمن مدافعان ايليا، انجمن به ثبت رسيده يا سازمان يافته اي نيست بلكه متشكل از جمعي است كه در پي وقايع چند ماه اخير به حمايت از معلم خويش و دفاع از شعور و آگاهي خود به عنوان شاگردان استاد فتاح تصميم به راه اندازي اين وبلاگ گرفته اند. "ايليا آنگونه كه هست" در واقع پاسخ به شبهاتي است كه نا آگاهانه يا مغرضانه و هدفمند به انديشه ها و گفتار استاد فتاح (پيمان فتاحي) وارد شده است. و چه ناجوانمردانه حرمت او را شكسته اند و تهمتها و افتراهاي شرم آور به ايشان بسته اند كه نشان از طبعي پست و جفاكار دارد. با اين همه، دريغ از حتي يك خط سند و مدرك براي اين همه تهمت كه اگر داشت چه جاي هرزه گويي و ناسزا. اگر چه اين رويه باطل بيش از آنكه بخواهد به شخصيت استاد خدشه وارد كند، افشاگر هويت گويندگان و نويسندگانش بوده است. خوانده ايم و شنيده ايم كه رسم روزگار هميشه اين بوده كه كوردلان و كور چشمان ، بزرگان انديشه را به تيغ كين و جهل زخمي و مجروح سازند و جز اين هم از تاريك نشين هاي تاريك خانه ها انتظار نميرود. استاد فتاح پاسخ كليدي ترين سوالات ما را داد. پاسخ هاي او ذهن مان را آرام، قلبمان ما را عاشق و روح مان را بي قرار آن حقيقت ناب كرد و حالا سخنان خودش دستخوش تحريف شده است. هيهات كه نميگذاريم تا مادامي كه قلم بر دست داريم.زيرا از او ياد گرفته ايم كه شيعه علي مانند علي است.پس تا آخرين لحظه از حق و حقيقت دفاع ميكنيم. در اين وبلاگ همانگونه كه از اسمش بر ميآيد، قصد مان روشن ساختن حقيقتِ استاد فتاح است. حقيقتي كه به عبث سعي ميشود مخدوش گردد اما اين حقيقت بسي بزرگتر از آن است كه قلمهاي مزدور بتوانند خط تحريف بر آن بكشند. قابل ذكر است كه انجمن مدافعان ايليا قصد دارد به بيان نظرات و ديدگاه هاي شاگردان و آشنايان با تعاليم استاد فتاح بپردازد. لذا بخش اعظم متون اين وبلاگ را مطالب ارسالي خوانندگان تشكيل مي دهد و لزوماً همه مطالب آن مورد تاييد انجمن نيست. جمعي ازدوستداران استاد فتاح



اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید

آل ياسين به حمايت از ياران خود برمي خيزد

 

شاهد بوديم كه در طول 6 ماه دستگيري استاد ايليا، روند بازداشت و احضار برخي از اعضاي مرکزي جمعيت آل ياسين به اداره برخورد با ادیان بي وقفه ادامه داشته و برخي از اعضاي اصلي و چهره هاي شاخص فرهنگي- مطبوعاتي کشور که در سمت مدير مسئولي، سردبير و مديريتي در مطبوعات و نشريات هستند، تحت فشار و تهديد به دستگيري شدند.

علاوه بر استاد ايليا و خانواده ايشان، برخي ديگر از اعضا بدون روشن بودن دلايل دستگيري و اتهام، چندين ماه در سلول انفرادي بند 209 محبوس بوده و تحت بازجويي و فشار هاي رواني شديد قرار گرفته اند. اظهارات برخي از اعضا نيز نشان دهنده وجود فشارهاي رواني، شنود مداوم و تعقيقب توسط افراد مشکوک و تعرض به حريم شخصي افراد در طول ماههاي گذشته مي باشد.

هم اكنون با گذشت بيش از 8 ماه و با وجودي آزادي استاد ايليا و اثبات بي گناهي و رفع  اتهامات وارده، باز هم شاهديم كه احضار اعضا مرکزي جمعيت آل ياسين و تهديد به دستگيري همچنان ادامه دارد.

از سويي ديگر علاوه بر تهديدات صورت گرفته شاهد تبليغات سياه و جنگ هاي رواني عليه جمعيت و نفوذ اداره ادیان در رسانه های مردمی ایران هستیم. چنانچه به کرات يكي از اعضاي مركزي و محققان شناخته شده جمعيت آيا به نام «سعيد صورتي» را مورد تهمت هاي واهي خود قرار می دهند و برچسب متواري بودن را بر او می نهند. در حالي كه همه خوانندگان آگاه مي دانستند كه اين دروغپراكني ها و سم پاشي ها قصدي جز تحريك و تشويش اذهان عمومي و تفرقه افكني را دنبال نمي كند و با اینکه به گوشمان می رسد که از اداره ادیان قول داده اند که اصلاً قصد دستگیری سعید صورتی را ندارند، اما بازهم این تناقضات پابرجاست.

مدت هاست كه حزب اشرار، از تهديدات، آزارها و فشارها به جمعيت آيا دست بردار نيستند. در حالي كه دليل چنين برخوردهايي برگرفته از خصومت هاي شخصي عده اي معلوم الحال است و هيچيك از اقدامات آنها براي ناظران به هيچ وجه قابل توجيه و منطقي نيست.

چنانچه مي دانيم جمعيت آل ياسين بزرگترين N.G.O در خاورميانه و تشکلي فرهنگي با بيش از 160 هزار عضو و متشكل از چندين شاخه تحقيقاتي، پژوهشي، فرهنگي است که طيف وسيعي از سازمان هاي غير دولتي در حال فعاليت و موسسات انتشاراتي – فرهنگي در ايران را در بر مي گيرد. اما در مقابل، اداره ضد ادیان تنها قشر اندکی از جامعه ایران را شامل می شود و قابل توجه است که قصد دارد با مردم ایران برخورد کند و آنها را از نظام جمهوری اسلامی و راه خداگرایی و اسلام دور کند.

حال در راستاي خطراتي كه برخي از اعضاي مركزي اين جمعيت را تهديد كرده است، همه كانون ها و انجمن هاي تحت پوشش اين N.G.O، (در خارج و داخل از ايران) حمايت اين دوستان را وظيفه خود مي دانند و اينك آمادگي خود را در دفاع از اعضاي اين مجموعه اعلام مي دارند. زيرا همواره تعليم يكي را به ياد دارند كه مي فرمود:

 

چون يكي يكپارچه باشيد و به هم عشق بورزيد...

 

حال در اين راستا، انجمن مدافعان ايليا به منظور اعلام حمايت خود، به درج نامه جمعي از اعضاي جمعيت آيا در دفاع از شاگردان، اقدام نمود. در ادامه نامه اين دوستان را مي خوانيم:

 

بسم الله

 

اگر دين نداريد لااقل آ‍زاده باشيد...

 

يا الله... يا الله... يا الله...

السلام عليك يا حسين بن علي (ع)

 

يا حسين!

به تو پناه مي بريم. چون دوستدار تو هستيم، به تو كه فريادهاي ما را مي شنوي و كه درد ما را مي فهمي. به تو كه آن روز در صحن كربلا فرياد مي زدي: اي خاندان سفيان ها، اي معاويون! اگر دين نداريد لااقل آ‍زاده باشيد... حال ما كه دوستدار توييم مي گوييم: اگر نه دين داريد و نه آزاده ايد، لااقل ذره اي انصاف داشته باشيد!

ديديم كه دشمنان با علي (ع) و فرزندانش چه كردند، ديديم كه چطور او را تحريف كردند، همه ظلم ها، بي عدالتي ها، آزارها، تهمت ها را شنيديم و تا آخر ديديم با ائمه اسلام چه كردند. ديگر بيش از اين انتظاري نداريم كه با آل ياسين بهتر از آن رفتار كنند...

خود بهتر مي داني كه با ما چه كردند. خود بهتر از ما نسل سوفيان ها و معاويون را مي شناسي.

چندي پيش استاد ايليا را به جرم معلمي، به جرم دعوت به اسلام و تعليم كلام خدا بازداشت كردند و 6 ماه در سلول انفرادي اسير كردند، انواع فشارهاي رواني و فيزيكي بر او اعمال كردند، چنانچه پس از آن شاهد خونريزي هاي شديد او از ناحيه گوش و بيني و معده بوديم، كه همگي نشانه هاي بارز مسمويت بود. و حالا مي شنويم كه اين بزرگمرد در حصر خانگي به سر مي برد.

ديگر دوستان ما، ماه هاست كه از تهديدات و فشارهاي دشمنان در امان نيستند، امنيت آنها تهديد شده است و به خطر افتاده اند.  معاويون مي خواهند برادران و خواهران مومن ما را به جرم خداگرايي، به جرم حق پرستي، به جرم آنكه آل ياسين نام دارند، به جرم آنكه از دوستدارن تو هستند، به جرم آنكه به نشان محبت تو و حمايت از اسلام،  سال گذشته، هيئتي بر پا كردند، بازداشت كنند. یا حسین! نگذاشتند امسال برایت مراسم عاشورا را زنده کنیم. همان که سال پیش در مراسم عاشورای تو، حماسه تو را در دل ما زنده کرد، امسال به جرم آنکه راه تو را در پیش گرفته است، از دست معاویون خود را پنهان کرده است.

ايمان داريم كه تو از اين بي عدالتي ها راضي نيستي...

 

يا حسين!

به جاي آنكه امنيت آنان تامين شود، بر عليه شان همان جنگ هاي رواني دوران محمد (ص) و جانشينش علي (ع) را به راه انداخته اند، اداره ضد ادیان، تبلیغات ضد دینی به راه انداخته اند. وفاداران راه تو را مورد تمسخر و توهين قرار مي دهند.

در ايام محرم كه هيئت برپا مي داريم، از حماسه تو سخن مي گوييم، آنگاه سيل دروغ ها در رسانه هاي معاويون سرازير مي شود. ما را منحرف خطاب مي كنند، اگر مراسمي برگزار كنيم و خطبه هاي علي (ع) در نهج البلاغه قرائت كنيم، سخنرانان آن مراسم احضار مي شوند و ديگر اعضا به دستگيري تهديد مي شوند.

معاويون امروز ديگر، رسانه هايي در دست دارند. در رسانه هايشان بر عليه آل ياسين مي گويند. دوستداران تو را متواري معرفي مي كنند. ولي نمي گويند كه آنها را چه تهديداتي كرده اند. نمي گويند كه امنيت و آسايش را از آنان گرفته اند.

نمي گويند كه اينك «سعيد صورتي» همان جواني را كه بر چسب متواري بر او زده ايم، همان است كه ديروز در مراسم عاشوراي تو از حماسه آفريني تو براي مردم ايران زمين سخن گفت. او كه ياد تو را در دل ما زنده كرد. نمي توانيم فشارها و سختي هاي دوستانمان را ببينيم و در برابر دستگيري و اسارت آنان سكوت كنيم.

 

يا حسين !

كجايي كه ببيني اينك درس آزادگي را از ياد برده اند و تنها به اسارت و اسير كردن روي آورده اند. پرواز را از ياد برده اند و دست ها و پاهاي خود را با غل ها و زنجيرهاي اسارت بسته اند و اينك مي خواهند با آل ياسين چنين كنند. در زندان هاي تاريك اسير كنند. در ميان آنان نفاق و تفرقه بيندازند. آنان را از خداگرايي دور كنند ...

ايران سرزمين آزادگي، سرزمين اسلام و مسلماني و تسليم الهي را از ما گرفته اند و مي خواهند سهم ما را از اين سرزمين، از ايران اسلامي، گوشه اي تاريك به نام 209 قرار دهند.

مي داني در آنجا در همان اتاق هاي تاريك 209 قرآن را از دوستداران تو مي گيرند؟! زيرا مي دانند كه استاد ايليا ما را به قرآن تشنه كرد.

 

حسين جان!

اين ها را چه شده است كه با ما چنين مي كنند. اين ها كيستند؟ شاهدي كه همان كارهايي را مي كنند كه با تو و خاندان تو كردند...

اين ها را چه شده است كه حتي از فرمان رهبري سرپيچي مي كنند، وحدت ملي و انسجام اسلامي را به خطر مي اندازند و همه را جرم اقدام عليه امنيت ملي بازداشت مي كنند. اما تو بگو كه به راستي چه كساني هستند كه امنيت ملي و اسلامي را تهديد كرده اند؟

 

يا حسين!

اگر سهم ما از ايران را اتاقي تاريك در بند 209 تعيين كردند، آن وقت چه كنيم؟ آيا اين حق ماست! اسارت در زندان هاي كثيف و خون آلود اوين!

اگر دوستان ما را اسير كردند چه كنيم؟ چگونه از آنها دفاع كنيم؟

از پيامبر اسلام شنيده ايم كه:

مؤمنان برادرند ، خونشان برابر است ، در برابر ديگران يكدستند...

مگر مي توانيم در برابر بي عدالتي ها و اسارت سر خم كنيم. اگر چنين كنيم بر خلاف توصيه هاي تو عمل كرده ايم. كه چنين نمي كنيم. زيرا آموخته ايم شيعه علي مانند علي است...

براي دفاع از آنان چه كنيم؟ جدايي از دوستانمان ممكن نيست. چرا كه آموخته ايم، بي وفايي رسم آزادگي نيست.

اگر بره اي از خانواده خود جدا شود و به دست گرگان درنده بيابان بفتد، سگ هاي نگهبان و وفادار چه مي كنند؟

امروز دانشجوياني هستند كه به جرم آ‍زادي خواهي اسير شده اند. اگر دوستان ما را اسير كنند ما هم با آنها كميته هاي آزادي تشكليل مي دهيم و سخن آزادگي را يكصدا فرياد مي زنيم...

براي آزادي دوستان و يارانمان به پناهگاه خود در بيت رهبري، مي رويم و كمك مي طلبيم تا او را پاسخگو يابيم.

مي خواهيم اگر دوستانمان را اسير كردند، به مراجع قضائي شكايت كنيم و در آن مكان ها تحمع كنيم و براي آزدي هر يك از دوستانمان كه در بند گرفتار شوند، همه تلاشمان را مي كنيم.

اگر هر يك از دوستان ما را دستگير كنند روزي نباشد كه به همه مراکز حقوق بشر و سازمان ملل و رئيس جمهور نامه ننويسم و وضعيت را منعکس نکنيم.

تا پيش از اين شاهد قرباني شدن دوستانمان به دست گرگ صفتان بوديم ديگر نمي گذاريم تا با ديگر دوستانمان در آل ياسين چنين كنند...

 

يا حسين!

 امروز از طريق رسانه ها فرياد خود را به همه جهانيان مي رسانيم، مي گوييم كه ما كه بوديم و چه كرديم و بر ما چه رفت... مي گوييم كه به چه جرم و گناهي دوستانمان را دستگير كردند. براي همه جهان معاويون را افشا مي كنيم و مي گوييم كه آنها نمي گذارند تا آل ياسين براي حسين عزاداري كند، از خطبه هاي علي در نهج البلاغه بگويد. به همه جهان مي گوييم كه دستگيري جمعيت آيا ادامه همه آن بي دادگري ها و ستم هاي زمانه توست. و امروز خاندان سوفيانها و معاويون چگونه بر مردم ايران زمين مي تازند. اگر هر يك از دوستانمان را دستگير كنند، حتي به قيمت جانمان، حقيقت را آشكار مي كنيم.

يا حسين! همه دوستان ما از شر دروغگويي ها و حقه بازي هاي معاويون، از خود فيلمهايي ضبط كرده اند و در آن مواضع خود را روشن كرده اند، از ناگفته ها سخن بر زبان آورده اند و در آن از همه دنيا درخواست کمک کرده اند.‌ اگر هر يك از آنان را دستگير كنند،‌ ما آن فيلم ها را در رسانه ها منعكس مي كنيم.

اگر دوستان ما را دستگير كنند، سازمان ها و كانون هاي حاميان ايليا در خارج از كشور را صدا مي زنيم و به همه شاگردان و اعضاي چند هزار نفري آل ياسين در همه جاي دنيا خبر مي دهيم تا آنها نيز براي آزادي دوستانشان وارد ميدان شوند...

 

يا حسين! سخن ما به نسل سوفيان ها و معاويون اين است كه فرداي قيامت به تو چه مي خواهند بگويند؟

 

اي معاويون! که در لباس اداره برخورد با ادیان بر تخت قدرت نشسته اید!

به حسين چه مي گوييد؟

مي گويي، با دوستداران تو در سرزمين اسلامي چه كردم؟ من كه خود را حافظ اسلام و داعيه دار امنيت ايران ناميدم، چطور از امانت هاي تو نگه داري كردم؟

مي گويي، كاري كردم كه اگر نام خدا را بردند، اگر از عدالت و آزادي حرف زندند، اگر تعليم خدا را به مردم گفتند،‌ اگر تسليم و خدمتگزاري را توشه راه خود قرار دادند،‌ به مشقت بيفتند؟

مي گويي قصد كرده بودم آن را درسي براي ديگران قرار دهم كه بدانيد اگر شما هم از به خداي خود نزديك شويد، عاقبت بي پناهي فرزندان حسين را خواهيد داشت؟

كاري كردم كه تقيه و سكوت ائمه خود را در پيش گيرند؟

مي گويي،‌ همه تلاشم اين بود كه مومنانت را از دين و ايمان برگرداندم و آنها را از خدايشان دور كنم؟

 

 

اي معاويون!

اگر خود معناي آزادگي و درس هاي حسين را نفهميده ايد چرا آزادگي را از اصحاب حسين مي گيريد...

اگر از ما پراكندگي و تفرقه افكني را مي خواهيد، چرا توصيه هاي رهبر ما را درباره انسجام ملي و وحدت اسلامي نشنيده گرفته ايد؟

اگر جسم هايمان را اسير مي كنيد، با قلب هايمان چه مي كنيد؟ با ايمان ها؟ با انديشه ها؟

اگر مومنان خدا را مي آزاريد، اگر حرمت ها را مي شكنيد، پس با نام خدا چه مي كنيد؟

اگر آل ياسين را آزار مي دهيد، فرداي قيامت به خاتم الانبيا چه مي گوييد؟

اگر فريادهاي حسين در روز عاشورا را از ياد برده ايد، اگر به اسارت روي آورده ايد، اگر اسير بودن و اسير كردن را مبناي زندگي خود قرار داده ايد، براي رهايي روح خود چه مي كنيد؟

اگر امروز حصر خانگي استاد ايليا را مي طلبيد، اگر گردهمايي هاي جمعيت آل ياسين را متوقف مي كنيد، اگر در راه هدايت بندگان خدا سدسازي مي كنيد، پس با ظهور ولي عصر (عج) مي خواهيد چه كار كنيد؟

اگر امروز براي پاسخگويي به ظلم ها و بي عدالتي ها طفره مي رويد، فرداي روزگار در حضور حق تعالي چگونه پنهان مي شويد؟

اگر امروز دادگاه هاي غير علني تشكيل مي دهيد، در برابر دادگاه عالم چه مي كنيد؟

اگر بازپرسي را شغل خود قرار داده ايد، در برابر خداي عزوجل چگونه جواب پس مي دهيد؟

اگر امروز براي بندگان خدا پرونده سازي مي كنيد، فرداي قيامت چگونه «پرونده سياه» خود را پاك مي كنيد؟

اگر خدمتگزاران خدا را متواري نام گذاري مي كنيد، پس در نهان خود، انصار و مهاجرين را چه مي ناميد؟!

 

آزاده در همه حال آزاده است

چه جرمي زيباتر از اينكه به جرم حق جويي، خداگرايي و عدالت خواهي و آزادگي، اسير شده اي...

چه جرمي زيباتر از اينكه نامت درآل ياسين رقم خورده است...

اما چه گناهي بزرگتر از اينكه كسي را به اين جرم محكوم كني... كه در همان دم محكوم شده هستي...

آنكه خود را از خاندان حسين مي داند، سرنوشت حسين را مي داند و سختي هايي كه در پي اين نام است را به جان خريده است...

اما تو چرا خود را از دشمنان حسين و خاندان معاويه قرار دادي و نام معاويون را براي خود برگزيدي...

آل ياسين سخن امام صادق (ع) را به ياد دارد، كه فرمود: «آزاده در همه حال آزاده است . اگر بلا و سختى به او رسد شكيبايى ورزد و اگر مصيبتها بر سرش فرو ريزند او را نشكنند هرچند به اسيرى افتد و مقهور شود و آسايش را از دست نهاده به سختى و تنگدستى افتد» 

 

هيهات... هيهات ... هيهات من الذلت...

ننگ و ذلت از ما دور است...

 

 

مدافعان ایلیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 18:56  توسط انجمن مدافعان ایلیا  | 

رامين فتاحي در مشهد، در محدوده حرم مطهر امام رضا (ع) و در قطعه شهدا به خاك سپرده شد. گفتني است رامين فتاحي سالها عضو بسيج، و جانباز و مجروح جنگي بوده است. انتظار مي رود كه معاويون و مزدوران به ظاهر مستقل آنها، مانورهايي را هم در اين زمينه و با هدف تخريب شخصيتي و ترور رواني استاد ايليا «ميم» داشته باشند.
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 17:6  توسط انجمن مدافعان ایلیا  | 

رامين فتاحي برادر استاد پيمان فتاحي مسئول جمعيت ال ياسين، بر اثر شدت گرفتن بيماري، درگذشت. ايشان (رامين فتاحي) چندي پيش و در امتداد بازداشت پيمان فتاحي، توسط وزارت اطلاعات دستگير و بعد از 45 روز به دليل بروز مشكوك بيماري كليوي در بهداري اوين بستري و سپس موقتاً آزاد شد.

پيمان فتاحي معروف به ايليا مسئول جمعيت بزرگ ال ياسين نيز بعد از تحمل 6 ماه انفرادي در بند 209 زندان اوين و بعد از گذراندن شديدترين شكنجه هاي روحي و رواني، در تاريخ 30/8/86 با وثيقه 300 ميليون توماني آزاد شد. اتهام پيمان فتاحي تلاش براي گسترش ليبراليزم معنوي در بين جوانان، نوشتن كتاب تعاليم حق، فرقه سازي، بدعت گذاري، توطئه بر عليه اسلام و نظام اسلامي مي باشد.

در حال حاضر نيز يكي از برادران پيمان فتاحي به منظور افزايش فشارهاي رواني به ايشان جهت قبول شرايط نظام براي انحلال شبكه بزرگ NGO، در زندان اوين به سر مي برد. گفته مي شود دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي قصد دارد بيشتر اعضاء خانواده و نزديكان استاد پيمان فتاحي را براي تحقق مطالباتي كه در اين زمينه دارد، دستگير كند. گفته مي شود همسر و خانواده رامين فتاحي تحت فشارهاي فوق العاده اي قرار دارند تا هرگونه ارتباط بين بيماري و مرگ ايشان را با زمان بازداشت و بستري شدن طولاني مدت در بهداري 209 انكار نمايند. قابل ذكر است كه رامين فتاحي صاحب سه فرزند مي باشد و طي سالهاي اخير به دليل ارتباط خانوادگي با پيمان فتاحي، به واسطه دخالت هاي دستگاه امنيتي از احراز هرگونه شغل دولتي محروم بوده است.

لازم به ذكر است جمعيت ال ياسين متشكل از تعداد زيادي NGO، نشريات و موسسات فرهنگي و انجمن هاي تفكري و تحقيقاتي با دهها هزار عضو مي باشد كه سالهاست براي انحلال خود تحت فشار حكومت قرار دارد. هم اكنون پيمان فتاحي به دليل وخامت و شدت خونريزي ها، در بيرون از زندان است و قرار است به زودي دادگاه وي تشكيل شود. گفته مي شود كه حكم دادگاه وي قطعاً اعدام خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 17:1  توسط انجمن مدافعان ایلیا  | 

توطئه گران و سناريوي برخورد با استاد ايليا از ابتدا ... تاكنون

(قسمت اول)

 

پس از سالهاي جستجو - که نه جستجويي عادي بلکه تفحصي محققانه بود - با انديشه‌ها و نظرگاه هاي انديشمند و متفکري آشنا شديم که آموزه هايش ديگرگون مي نمود. استاد ايليا. ميم. رام الله (پیمان فتاحی) را بسان ديگر آموزگاران معنوي نيافتيم و آموزه هايش را بسان ايشان نديديم.

اين گفته ها از زبان كساني است كه نه مريدند و نه اهل مراديابي و مرادپرستي، نه شيفته و عاشق سينه چاک که چشم ببندند و عقل کور کنند و هر آنچه رخ داد بگذرند و بپذيرند، و نه خام و دنيا نديده که با اولين حرف زيبا و کلام اميد بخش، زندگي را به پاي صاحب سخن ريزند. تنها حقيقت جويانه در اين ساليان، راهها و روشهاي راستين توفيق را تفحص کرديم و از آنجا که جوينده يابنده است به جواهري اصل دست يازيديم.

شواهد گوياي آنند که استاد ایلیا که برخی شاگردان او را استاد فتاح می خوانند، آموزگاري را از جواني آغاز کرد و البته سحنان او آموزه هاي ژرف و پر مغز در چنان سنيني نشان از انديشه اي عميق و هوشمندي و درايتي بي نظير دارد. او سخنرانی های عمومیش را از سن نوزده سالگی با برگزاری کلاسها و سخنرانی ها در مجامع عمومی در تهران و شهرستان آغاز کرد و اکنون در 34 سالگی کارنامه کاری او آنچنان پربار است که که سخت در باور می گنجد جوانی در این سن چنین سابقه در عرصه فرهنگ، تحقیق، تدرسی و تفکر داشته باشد.

آنچه به نظرتان رسيد قسم کوچکي از فعاليت هاي استاد ايليا بود که از زبان شاگردان او آورده شد که جملگي گوياي درايت و خردمندي اين بزرگمرد است. اما آنچه در اين سالها با وي و دوستانش کردند حکايتي ديگر دارد...

 

نگاهی گذرا به آنچه استاد کرد و آنچه بر او رفت ...

 

استاد فتاح از حدود 12 سال پیش، فعالیت رسمی خود را آغاز کرد.  وی که در همکاری با موسسات فرهنگی، از جمله موسسه علم موفقیت، اوامر یاسین و... به فعالیتهای فرهنگی اشتغال داشت، عمده تلاش خود را بر جلب جوانان به واقعیتهای مذهب و معنویت و بازگشت به هویت راستین انسانی، متمرکز نمود چرا که بی هویتی را ریشه و پایه اصلی انحرافات، و دستیابی به پاسخی صحیح برای سوال «من کیستم؟» را درمان بسیاری از مشکلات مي‌دانست.

به کارگیری روشهای پویا و موثر، باعث استقبال بی‌نظیر و چشمگیر جوانان از دوره‌های سخنرانی ایشان شد به طوری که طی مدتی کوتاه، این دوره‌ها آنچنان فراگیر و تعداد مشتاقان چنان زیاد شد که دیگر امکان برگزاری جلسات در فرهنگسراها و سالنهای اجتماعات میسر نبود و برگزارکنندگان به استادیوم های بزرگ و چند هزار نفری روی آوردند. جلساتی در استادیوم‌های شهيد افراسيابي و حیدرنیا، در چند نوبت و با حضور چندین هزار نفر در هر بار برگزار شد اما همچنان پاسخگوی جمعیت نبود. در حال حاضر، بیش از صد هزار نفر، از طریق ثبت نام در دوره های فرهنگی موسسه علم موفقیت، هنرجوی این موسسه هستند، که تعداد بسیاری از آنها جزو شرکت کنندگان و فعالان این دوره‌ها محسوب مي‌شوند.

عمده فعالیت صدها هنرجوی فعال، متمرکز بر امور تحقیقات و مطالعات است که بخش عمده این مطالعات توسط استاد فتاح، پایه ریزی، راهبرد و برنامه ریزی شده است. تاکنون نتایج این تحقیقات، به اشکال  مختلفی در اختیار عموم قرار گرفته است که از آن جمله نشر دهها کتاب در زمینه های متنوع، انتشار چندین نشریه استثنایی و پربار، و تهیه صدها مقاله و کار تحقیقی است که در حال آماده سازی یا در آستانه انتشارند.

آثار سازنده و مثبت تلاش های استاد فتاح در حیطه فرهنگی و ارتقای بینش عمومی، بخصوص در جوانان، با استناد به شهادت هزاران شاهد و فعالیتهای موثر صدها محقق و نویسنده، چنان انکارناپذیر است که نیازی به اثبات ندارد اما متاسفانه با وجود اثر استثنایی و بی نظیر این تلاشهاي سازنده ، روند كار، پس از مدت کوتاهی، با انواع سنگ اندازی‌ها مواجه شد. موسسات مذکور به زودی در معرض سوالات مسئولین قرار گرفتند مبنی بر اینکه شما چه مي‌کنید؟ در حال ترویج چه هستید؟ و قصد دارید با این همه هنرجو چکار کنید؟ استاد فتاح کیست؟ عقایدش چیست؟ و...

البته مشکلی برای پاسخگویی به این سوالات نبود چرا که بارها تصریح شده بود که عمده این فعالیتها، فرهنگی است و جنبه سیاسی ندارد. پاسخگویی‌ها آغاز شد حتی در مواردی استاد فتاح شخصاً اقدام به برقراری ارتباط با اشخاصی از جمله آقایان دکتر لاریجانی، دکتر متکی، آیت ا... دری نجف آبادی نمودند تا شبهات به طور کامل رفع شود و ابهامات به سوء تفاهمات منجر نشود.

اما گویا برای عده ای سوء تفاهمات پیشتر ایجاد شده بود و براساس آنها اقداماتي نيز شکل گرفت. عمده نشریاتی که تصور مي‌شد با استاد فتاح مرتبط هستند به دلایل واهی تعطیل شدند، جلوی فعالیت نشرها گرفته شد، و غرفه نشرها را در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بستند. شرح این برخوردها، تهديدات و تهمت زدن‌ها طولانی است... [1]

 

ايليا در معرض تهديدات شديد

تهديد استاد ايليا، جو سازيها و عمليات تخريب از سال ها پيش شروع شد...

از همان ابتداي آغاز فعاليت اين رهبر جوان، به كرات تهديدات جاني و رواني به گوش مي رسيد. تهديد به ترور، اعدام از موارد رايجي بود كه ايليا. ميم. رام الله هميشه با آن روبه رو بود. تا جايي كه دامنه اين تهديدات به خانواده، عزيزان و همسر و فرزندان و حتي شاگردان ايشان ادامه يافت.

از آنجايي كه تهديدات عوامل مذكور در جلوگيري از اهداف و فعاليت هاي ايليا خللي وارد نكرد تهديدات رواني شدت گرفت. استاد ايليا بارها و بارها از سوي نهادهاي اطلاعاتي مورد تهديد قرار گرفت مبني بر اينكه در صورتي كه فعاليت هاي خود را متوقف نكند و به اوامر قدرت هاي پشت پرده، گوش فرا ندهد، اقداماتي را جهت ترور شخصيت او به مرحله اجرا در مي آورند. از سوي برخي از عوامل وابسته به اداره برخورد، صريحاً اعلام شده بود كه از هر راهي و با استفاده از هر امكان و ابزاري به بدنام سازي تو دست مي زنيم. همه تلاش مان را مي كنيم تا به هر شكل ممكن، آبرويت را ببريم و در ميان شاگردان، طرفداران و اذهان عمومي، بي اعتبارت كنيم...

 

عمليات ترور و تخريب كليد خورد...

 

توطئه کيهان و پرونده سازي هاي امنيتي

بعد از گذشت سال ها از پرونده قتل هاي زنجيره اي و افشا شدن نقش كيهان در دفاع از سعيد امامي، به كرات شاهديم كه اين روزنامه و ساير رسانه هاي وابسته به نهاد هاي امنيتي – اطلاعاتي، به طور موازي ماموريت تخريب و ترور را در قالب فعاليت هاي فرهنگي و رسانه اي عملي مي سازند.

ترفند قدرت هاي سياه براي بايکوت شخصيتهايي بسان استاد ايليا (پیمان فتاحی) امر پنهاني نيست. بر آنها هم که اندکي در جريانات و فضاي غيرفرهنگي متصديان فرهنگ ايران در دو سال اخير هستند پوشيده نيست که چند نهاد به اصطلاح فرهنگي در همکاري با شماري از مطبوعات و در راس آن کيهان - که از ابزار شناخته شده تخريب چهره و جوسازي در ايران است - دست به دست هم داده اند  تا به خيالشان ريشه هر چه تفکرات آزاد معنوي و ديني است را به اسم جريانات انحرافي بخشکانند. اينها خشک و تر را با هم مي سوزانند. استاد ايليا يکي از افرادي است که چنديست مورد هجوم کذب نويسان کيهان و دارو دسته اش بوده است.

هر انگي خواستند چسباندند و هر تهمت و افترايي خواستند زدند بلکه با تخريب چهره ايشان به مقاصد شومشان برسند ليکن کارساز نشد که نشد. از اين رو به دستور برخي از عوامل اداره برخورد، ديگر نشريه ها و خبرگزاري هاي وابسته، و ديگر شخصيت هاي سياسي و فرهنگي تحت نفوذشان، وارد صحنه شدند و اعلام کردند هر کس ديدگاه شاخصي دارد و حرفي قابل توجه در حوزه فرهنگ، تفكر و معنويت مي زند، جريان انحرافي است و بايد با آن مقابله شود...

و بعد از انتشار دروغ ها و مطالب کذب بدون سند و مدرک ، نويسندگان مجهول الهويه گوشه اي از پروژه تخريب ايليا را ادامه دادند. اشخاصي که خود را فرد دلسوز مي نماياندند و ادعا مي کردند که کاملا شخصي و براي روشن کردن و آگاه سازي مردم  مي نويسند، در اقدامي تشکيلاتي که تنها با برنامه هاي امثال كيهان و سعيد امامي مشابهت دارد در وبلاگ هايي با هدف به اصطلاح شستشوي اذهان عموم تلاش هاي فراواني كردند...

چنانچه مي دانيم در چنين عملياتي، مافياي رسانه اي دخيل است. ابتدا هدف تعيين مي شود و سپس رسانه هاي سردسته اين باند مافيايي، با دروغپردازي و تهمت و افترا، طي يك پروژه برنامه ريزي شده، سوژه مورد نظر را مورد هدف قرار مي دهند سپس ساير حلقه هاي وابسته به آنها وارد ميدان مي شوند و عمليات سياه را گسترش مي دهند. سپس چندي بعد از بسترسازي هاي لازم و آماده سازي اذهان عمومي، نهادهاي امنيتي اقدامات جدي تري از جمله دستگيري و بازداشت هاي طولاني مدت را به مرحله اجرا در مي آورند.

 

ربودن ايليا

 

اما همه اين اقدامات از پيش برنامه ريزي شده، به این نقطه منجر شد که وزارت اطلاعات در هفتم خردادماه 86 اقدام به دستگیری استاد فتاح و سپس چند تن از اعضای موثر موسسه علم موفقیت نمود که از شاگردان ایشان محسوب مي‌شوند. در مقاطع اولیه اینطور عنوان شد که اتهام ایشان اقدام علیه امنیت ملی است اما ظاهراً پس از چندی و با بررسی صاحبنظران مشخص شد که نمی توان چنین اتهامی را متوجه استاد فتاح نمود. لذا اتهام فرقه سازي مطرح شد و البته نقطه استناد این اتهام نیز تبعیت نسبی و ابراز ارادت عده ای از شاگردان و توصیفات آنها از استاد بود. ایشان را دستگیر کردند و قصدشان را نابودی این جریان فرهنگی (به قول خودشان فرقه) و تخریب چهره استاد فتاح به عنوان رأس این جریان فرهنگی، قرار داده‌اند.

6 ماه از بازداشت ایشان به طول انجاميد كه 4 ماه آن در سلول انفرادی بند 209 اوین گذشت. گزارشها و اخباری که از زندانیان آزاد شده اوین مي رسيد حاکی از آن بود که ایشان در تمام این 6 ماه تحت شدیدترین شکنجه های روحی و روانی قرار داشتند تا با همکاری با بازجویان به تهیه فیلم اعتراف تن دهند. اتهاماتی که متوجه ایشان شد کتاب جریان هدایت، بدعتگذاری در دین و مسیحیت گرایی می باشد.

خبرهاي رسيده از وضعیت جسمی نامساعد ایشان حکایت مي كرد. طبق  گزارشات و اخبار از منابع آگاه که برخي از آنان به گزارش سازمان هاي حقوق بشر و در گفتگویی با رادیو فردا اعلام شده بود، وضعيت جسمی استاد ايليا بر اثر فشارها و شكنجه هاي رواني، نامناسب و وخیم گزارش شد. با وجودی که پیش از بازداشت ایشان نه تنها بیمار نبودند که از وضعیت جسمی بسیار خوبی برخوردار بودند، در طول بازداشت چند ماهي از ناحيه گوش و بيني دچار خونريزي شدند، تهوع مستمر داشتند و خون بالا مي آورند، در ادرار ايشان نيز خون ديده شده بود که همگي نشانه های بارز مسمویت بود....

 

استاد ايليا به زنداني بزرگ تر وارد شد...

با گذشت شش ماه فشار جسمي و رواني در بازداشتگاه امنيتي 209 و تلاش هاي پي گير شاگردان و دوستداران، و رقع اتهامات وارده، استاد ايليا با رای قوه قضاییه و به قید وثیقه آزاد شد.

گفته می شود با وجود اثبات بی گناهی و رفع  اتهامات وارده از این رهبر جوان، استاد ايليا (پیمان فتاحی) در حال حاضر اجازه خروج از کشور، برگزاری جلسات سخنرانی و حتی حضور دوباره در جمع شاگردانشان را نیز ندارد.

 

سياه نمايي رسانه هاي وابسته و تشديد عمليات تخريب بعد از آزادي ايليا

اقدامات اخير رسانه هاي وابسته به اداره برخورد و شدت يافتن عمليات تخريبي بعد از آزادي استاد ايليا، حکايت از نگراني هاي شديد توطئه گران در ناسرانجام ماندن طرح هاي ئوطئه (...) عليه ايليا دارد.

چنانچه خوانديم، تهديد استاد به تخريب و ترور شخصيت از سال ها پيش صورت مي گرفته است. حال با توجه به اينکه در طول 6 ماه زنداني بودن ايليا، عوامل دستگيري ايشان هيچ مدرک قابل توجيهي براي ارائه به مراجع قضايي پيدا نکرده اند پيش بيني مي شود برنامه هاي تخريبي گسترده تري عليه اين متفکر و تئوريسين برجسته به مرحله اجرا درآيد.

پر واضح است كه اين حرکت هاي تخريبي با هدف ترور شخصيت اين استاد جوان صورت مي گيرد، از سطح وبلاگ ها و رسانه هاي وابسته به اداره برخورد، به خبرگزاري ها و سايت هاي رسمي و دولتي کشانده شده باشد. کما اينکه در هفته گذشته شاهد آن بوديم که برخي روزنامه ها، خبرگزاري ها و سايتهاي وابسته به دولت، اقدام به انتشار مطالب تخريبي و خلاف واقع بر عليه استاد فتاح کردند.

 

فيلم جعلي و مونتاژ شده اعترافات دروغين استاد ايليا؛

پازلي از پروژه ترور شخصيت ايليا

خبرهاي شنيده حاكي از آن است كه برخي از عوامل اداره مذكور، فيلمي جعلي و مونتاژ شده از ايشان تهيه كرده اند و همه اين اقدامات به قصد تحريف هويت و خدشه به سابقه فعاليتي ايشان در اذهان عمومي صورت گرفته است. از سويي ديگر چندي پيش انجمن دفاع از زندانيان و مراكز حقوق بشر گزارشي از فيلم بازجويي و شكنجه استاد ايليا دادند.

بر اساس اين گزارش فيلم شكنجه استاد ايليا (پيمان فتاحي) و بازجويي هايي كه از ايشان به عمل آمده است، از طريق موبايل، ضبط شده و به بيرون از زندان منتقل شده است.

طبق گفته هاي چند شاهد عيني، در فيلم شكنجه هاي پيمان فتاحي، مشاهده مي شود كه ايشان تحت شكنجه هاي رواني و فيزيكي يكي از بازجويان دستگاه هاي امنيتي، قرار گرفته اند. در گفته هاي اين مامور اطلاعاتي لحن ارعاب و تهديد همراه با اجبار و ديكته كردن سناريويي از پيش نوشته شده به چشم مي خورد. در اين فيلم، بازجو از او مي خواهد كه درباره فشارها و شكنجه هايي كه در اين مدت، خود و شاگردانش متحمل شده ، سكوت كرده و اينطور وانمود كند كه شرايط زندان خوب بوده و به هيچ يك از رفتارهاي غير قانوني و غير انساني مامورين دستگاه هاي امنيتي، اشاره اي نكند.

برخي آگاهان معتقدند همه اين تهديدات و فشارهاي رواني و فيزيكي تلاشي است  براي اينكه او همه حقايق گذشته و سابقه فعاليتي و حتي شخصيت واقعي خود را انكار كند و همه حقايقي را كه تا ديروز بر اطرافيان عيان بوده است، زير سوال ببرد و همه چيز را دروغ جلوه دهد.

اين روش اعترافگيري و ساخت فيلم هاي مونتاژ شده، الگويي است كه ماموران اطلاعاتي از دهه هاي پيش تا به حال آن را دنبال كرده اند. شيوه اي كه به هويت سوزي و تحريف گذشته فرد معروف است و اينك مي خواهند اين سناريوي تكراري را بر عليه استاد ايليا به مرحله عمل در آورند. [2]

 

به گفته «پايگاه اطلاع رساني ياسين»، عمليات تخريبي اخير دور از ذهن نبوده است. چنانچه از مدت ها پيش بارها استاد ايليا از سوي عوامل وابسته به اداره با برخورد تهديد شده بودند که از هر راهي آبرويت را مي بريم و به هر شکل ممکن که بتوانيم بي اعتبارت مي کنيم ... و هم اكنون ساخت فيلم مونتاژ اعترافات دروغين استاد ايليا يكي از بذرهاي اين توطئه ها است.

 

عمليات تخريبي و ترور شخصيت استاد ايليا به چه منظور صورت مي گيرد؟

 

هدف اساسي در ترور شخصيت، تسخير افکار عمومي و تغيير نگرش و رفتار مخاطبان است.  چنانچه تخريب شخصيت و منزلت فرد و تحريف آراء و افکار وي با موفقيت صورت بگيرد و افکار عمومي تبليغات منفي عليه او را باور کنند، نسبت به وي بي اعتماد شده حتي ممکن است عليه او تحريک شوند. ترور شخصيت، همواره در طول تاريخ به شكل هاي مختلف عليه نخبگان، شخصيت هاي برجسته و محبوب، بزرگان و حتي پيامبران و ائمه نيز وجود داشته است و هيچ يك از آنها از چنين اقداماتي در امان نبوده اند.

تمام اتهامات واهي و دروغپراكني هايي كه امروز با الفاظ خداپسندانه آراسته مي شوند و اصطلاحاتي كه اين چنين باب شده است، هويتي واقعي ندارد و مانند ساير برچسب ها هويت ساختگي و دروغين را با خود حمل مي كند. هويتي كه براي تحقق اهدافي ديگر طراحي شده است...

با توجه به نحوه برخوردهاي اخير و فاصله آن با الگوهاي برخوردي بزرگان و ائمه اسلام، و عملكردهايي متناقض با قرآن، ديگر دور از ذهن نيست كه چنين اقداماتي هدفي جز آنچه در ظاهر نمايان است، دنبال مي كند. هدفي كه بيشتر از آنكه دغدغه جلوگيري از جريانات و عقايد انحرافي را دنبال كند، اهداف سياسي و امنيتي برخي از محافل قدرت را در بر مي گيرد. اقداماتي كه هدف اصلي آن جنبه سركوب گري و تخريب است. اقداماتي كه هدفش مقابله با شيادان معنويت نيست بلكه با هدف ترور معنويت صورت مي گيرد. چرا كه راه شيادان و اراذل و اوباش در عرصه هاي مختلف باز است و اكنون اين جمعت هاي خداگرا هستند كه از سوي تروريست هاي معنويت در معرض خطرات و تهديدات جاني و رواني قرار گرفته اند...

 

اين تنها گوشه اي کوچک بود از حديث مفصلي که مدتي است، ابعاد جديدي پيدا کرده است. قصد داريم در آينده بخشهاي ديگري از اين توطئه ها را برايتان بازگو کنيم تا با افشاي توطئه ها و روش هاي تروريست هاي معنويت، آنچه در حال وقوع است را به اطلاع و آگاهي مخاطبان برسانيم.

ادامه دارد...



[1] برگرفته از مقدمه کتاب «به کدامین گناه؟»  که حاوی بخشی از پرونده کاری استاد فتاح می باشد

[2] انجمن دفاع از زندانيان سياسي و حقوق بشر - www.anjomane-d-mataleb.blogstop.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 1:36  توسط انجمن مدافعان ایلیا  | 

به همه شاگردان و دوستداران رام الله (قسمت اول)

به ياد داريم كه شاگردان رام الله سال هاست كه مبناي تحقيقات و فعاليت هاي خود را در جهت رشد تفكر متعالي، جذب افراد به خداگرايي و دين اسلام، قدرت بخشيدن به نظام، تعهد به ولايت فقيه، حفظ وحدت و انسجام ملي قرار دادند و در تمام این سالها این استاد فتاح (پیمان فتاحی) بود که به شکلی بی نظیر راهبرد و سیاستگذاری این خدمات را به عهده داشت.
با اينكه هيچ يك از حركت هايشان بر خلاف اين ها نبود. اما با انواع تهمت ها، آزارها و فشارها روبه رو شدند و پاسخ خوبي را با بدي گرفتند. و بي هيچ جرم و مدرك مستدلي تنها با طرح اتهامات واهي، استاد فتاح را به اسم رام الله دستگير كردند و برخي از شاگردان را به دنبال آن به زندان بردند. اما چون شاگردان ایشان سرگذشت همه بزرگان و پيروان خدا را به ياد داشتند، ماه ها صبر كردند، سكوت در پيش گرفتند. منتظر ماندند. كه اگر در جايي ناآگاهانه كوتاهي رخ داده است، سوتفاهم، اشتباه و قضاوت نادرستي شكل گرفته است، بر طرف كنند. ابهامات و تعارضات را بزدايند. و فاصله ها و جدايي هاي ايجاد شده را پر كنند. زيرا آنها را برادر مومن خود مي دانستند. اما در اين ميان عده اي در لباس مومن، به نفاق و دورويي پرداختند. دروغ گفتند. تهمت هاي ناروا زدند. بي عدالتي كردند. حرمت شكني كردند. از اين صبر و سكوت سو استفاده كردند.
شاگردان رام الله سكوتشان از روي ترس و ضعفشان نبود. بلكه به قصد فراخواني به صلح و دوستي، حيا و آرامش بود. به حفظ يكپارچگي قدرت در ايران و توان ايستادگي در برابر دشمنان بيگانه مي انديشيدند.
چون مي دانستند كه اين تفرقه اي از سوي منافقان يا اشتباه ناآگاهانه جاهلان است. اطمينان داشتند كه ايجاد دشمني و فاصله ميان شاگردان رام ا... با نظام جمهوري اسلامي ايران، به ضربه و تضعيف داخلي منجر مي شود. با وجود فشارهاي بين المللي و مسائل داخلي و خارجي كه ايران در حال حاضر با آنها روبه روست، تنها دستمايه اي براي سواستفاده بيگانگان قرار مي گيرد.
در حالي مغرضان، جمعي خداگرا، پشتيبان نظام و متعهد به ولايت فقيه را راندند. سوالي كه ذهن ها را آزرد اين بود كه آيا اين عمل جز نفاق را در بر مي گيرد، آيا جز اين است كه نمي خواهند قدرت رهبري و نظام افزايش يابد؟ نشانه هايي ظهور كرد مبني بر اينكه عده اي منافق در بطن ... جاي گرفته اند و لباس دوست بر تن كرده اند. زيرا دست هاي كثيف و سياهشان بر جاي مانده است و آثارشان قابل شناسايي است. آنها به تخريب و تضعيف يك حركت خداگرا پرداختند. دروغ و تهمت جاي حقيقت را گرفت و كتمان و تحريف حقايق مربوط به استاد ایلیا (پیمان فتاحی) و شاگردانش شدت گرفت.
در اين ميان شاگردان رام الله هويت مبارز حق را به ياد داشتند، اينكه مبارز حق هميشه خواهان صلح و دوستي است. همواره مصالحه را به مقابله ترجيح مي دهد. زيرا كه خواهان پيوند و وحدت است. او حتي به دشمن خود عشق مي ورزد و به آنها محبت دارد. اما به ياد داشتند كه هيچگاه به اين معني نيست كه مبارز حق محبت خود را به يك شيوه نشان دهد. رفتارش با منافق، همچون ضربه هاي ذولفقار علي است كه اگرچه با آن سر هزاران منافق را مي زد، اما تنها از روي محبت و مسئوليتي بود كه نسبت به آنها داشت.
مبارز حق با آنكه مصالحه را برمي گزيند اما حد مصالحه را فراموش نمي كند. مصالحه تا زماني معنا مي يابد كه ارزش ها و حدود و خطوط حفظ شود. مصالحه تا جايي معنا دارد كه  به اصول خدشه اي وارد نشود. حد مصالحه حزب الله، تا حريم نام الله است. سواستفاده از نام خدا و به بازي گرفتن آن، با خشم خدا و غيرت حزب الله رو به رو مي شود. و هيچگاه بر سر قرآن، عهد و قسم به نام خدا، بي حرمتي به مومن خدا، سر خم نمي كنند و صدايشان آرام نمي ماند.
حدود را شكستن، عهد و پيمان را زير پا گذاشتن، خيانت كردن، دروغ گفتن، جايي براي سكوت نمي گذارد. زيرا غيوري، صفت خداوند است و هر كس چنين خدايي را مي پرستد، او نيز غيور است.
سخن پيامبر اسلام است كه مي فرمايد «براستى كه خداوند غيرت مى ورزد و مؤمن (نيز) غيرت مى ورزد.»

و حالا شش ماه مي گذرد...
و حالا با گذشت شش ماه از زنداني بودن استاد فتاح، ديگر شعار لااله الا الله به شاگردان اجازه نمي دهد، در برابر تعدي دشمنان سر خم كنند. ديگر غيرت مسلماني شان نمي گذارد تا حرمت شكني مومني را ببينند. زيرا به تعليم قرآن وفادارند كه مي فرمايد: هتك حرمت ها قصاص دارند. قصاص بي حرمتي، حرمت شكني است.

اين ماه حرام در برابر آن ماه حرام است، و [هتک] حرمتها قصاص دارد. پس هر کس بر شما تعدي کرد، همان گونه که بر شما تعدي کر